آشنايي داشتند، ولي عجيب است ارقامي كه به كار ميبردند از نوعهاي مختلف بود و اين نشان ميدهد كه از مآخذ مغايري استفاده ميكردند. پلانودس بهترين رياضيدان بيزانسي عصر خويش، بود.
تمايز رياضيدانان مسيحي شرق و غرب چشمگير بود، و اين نشانهاي بود از كمي ارتباط ميان دو شعبهٴ مهم مسيحيت ــ و نميشود گفت نبودن ارتباط.
ب) سريانيان. شايد تا حدي به استثناي بلمودس، اين يونانيان رياضيدان بودند؛ ولي معاصر بزرگ سريانيشان ابوالفرج بيشتر از همه جزو اخترگويان بهشمار ميآمد. در حقيقت او موٴلف يگانه رسالهٴ اخترشناسي مهم به زبان سرياني است، كه خلاصهاي از
مجسطي است. ميدانيم كه ابوالفرج در مراغه مشغول تدريس اصول اقليدس و مجسطي بود؛ معراجالذهن او احتمالاً صورت مكتوب محاضراتش دربارهٴ مجسطي بوده است. وي براي اثبات عدم تحرك زمين سعي زيادي كرد. معاصر سريانياش عبد يشوع باربريخا منظومهاي دربارهٴ تقويم سرود.
ج) ارمنيان. ايوان ارزنجاني رسالههاي اخترشناسي به شعر و نثر ارمني تأليف كرد. شخصي به نام مخيتار آني كه هويتش كاملاً معلوم نيست رسالهاي دربارهٴ اخترشناسي را از فارسي (يا عربي) ترجمه كرد.
3. يهود. عنوان اين قسمت را ميتوان يهوديان غربي نوشت، چون حتي يك يهودي شرقي قابل ذكر هم وجود ندارد.
مهمترين قسمت فعاليت يهوديان مصروف ترجمه به عبري شد، چون تعداد فضلايي كه قادر به خواندن متنهاي عربي باشند بيش از پيش، كاهش مييافت و نياز به ترجمه فزوني ميگرفت. در اين ميان دو تن از بزرگترين مترجمان، يعني موسيبن تِبّون و يعقوببن ماهر، تعداد زيادي آثار نجومي و رياضي يوناني و عربي را ترجمه كردند. از آن جمله بود آثار اوتولوگوس، اقليدس، گمينوس، تئودوسيوس، منلاوس، رسالههاي اسطرلاب ابن صَفّار و زرقالي، اخترشناسي جابربن افلح و بِطْروجي، حساب و جبر محمدبن حصار. اين فعاليت خيلي عظيمتر از كارهاي مترجمان لاتيني بود. ولي بايد بهخاطر داشته باشيم كه نياز به ترجمههاي لاتيني خيلي كمتر بود. اغلب آثاري كه ذكر كردم قبلاً، به زبان لاتيني در دسترس بود؛ اغلب آنها را ژرار كرمونايي يا ساير مترجمان سدهٴ دوازدهم، ترجمه كرده بودند. و از اين رو، مردم لاتينيزبان فرصت كافي داشتند تا آنها را جذب كنند. انتقال سريع اين گنجينههاي معرفت به زبان عبري از نظر يهود اهميت فراواني داشت. ولي از جنبهٴ بشري محض كار زايدي بود. تا اين زمان، تقريباً مجموع آن معلومات به اروپاي غربي انتقال يافته بود و به صورت جزئي از جريان اصلي علوم درآمده بود.
يعقوببن ماهر نه فقط يك مترجم، بلكه اخترشناسي خلاق بود. اگر از روي اظهارات